تبليغاتX
من خدا را دوست دارم چون عشق را.....
من خدا را دوست دارم چون عشق را در وجود من نهاد

امسال یلدا را با یادی از پریشانی نگاههای تو و زمستان را با تکه ای از تصور اندوه تو

 آغاز کردم چون اولین شب سرد زمستان برابر شد با رفتن تو...

و من همچون پرنده ای به جرم نداشتن بال مجبور شدم در پناه همان درخت بید بمانم

و انتظار آمدنت را با سرخی غروب نقاشی کنم تا شاید بتوانم به پیشواز بهار چشمانت بیایم....

آن شب ماه خودشو پخش کرده بود تو دشت آسمون آنقدر بیدار موندم تا صبح بشه

  آخه نمی خواستم صدای آه کشیـدنام شاپرکـایی که زیر بید مجنون لونه کردن خوابشون

 آشفته بشه ....شب رفتنت آنقدربی قرار بودم که هر چه ستاره های خیالی رویامو شمردم

 خواب به چشمام نیومد...

سوز یلدا بود که منو یاد تفال به حافظ انداخت...ولی حیف هر ورقی اومد آرومم نکرد...

وفقط آن شب تو بودی که به من فهموندی رفتن چه واژه پر غصه و پر قصه ایست...

آن شب از رفتن گفتی:از شوق پروازت و اینکه تو را یارای ماندن نیست... من از سفر هیچ

نمی دانستم فقط هر وقت حرف رفتن میزدی حس میکردم بوی هجرت می آید ...

و هیجوقت آن لحظه را فراموش نمیکنم وقتی که کسی جز تو مرا ندید ومن هم کسی

 را جز تو ندیدم....آن شب با اشکای زلالم و با دستانی خسته خاطره ها را آرام آرام

 رو طاقچه بلند یادگاریها چیدم تا مبادا زیر دست و پای گلدونا بمونن و محو بشن.....

 دیگه از بس از دم سپیده تا آخر شب به ستاره ها سپردم که انتظار آمدنت را بکشند صدای 

 ستاره ها هم در اومد...

آه صدای به هم خوردن بال فرشته میآید .....

 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم اسفند 1385ساعت 23:59  توسط هاشم  | 

 

 

به دل گفتم که رفت بانوي عشقت...خجالت ميکشم از روي عشقت
که ديدم دل زبون باز کرد و ناليد....نميدونم خدا اون لحظه رو ديد؟

الهي هر کجا رفت و سفر کرد...اگه ما رو غريب و در به در کرد..
نذاري لحظه اي تنها بمونه....که دشواره غريبي اين زمونه..
نذاري خاطرش آزرده باشه

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم اسفند 1385ساعت 19:10  توسط هاشم  | 

 

به افتخار عشق تو ، ميگم که بازنده منم ميتونه دو تا معنی داشته باشه! معنی اول که به ذهن ميرسه اينه که من همه چيمو باختم!

ولی چون عاشق تو هستم (به افتخار عشق تو) بازنده اي سربلند هستم! معنی دوم که به ذهن من رسيد

اينه که من به افتخار کسی که تو عاشقش شدی (به افتخار عشق تو) از بازی عشق کنار ميکشم

و ميگم که بازنده منم!

 

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم اسفند 1385ساعت 3:43  توسط هاشم  | 

 

هر چي رو دوست داشت داشتم براي خودم ميخواستم... ولي هيچ وقت نفهميدم
که چرا تو رو با اينکه مال ديگري شدي دوست دارم...اين احساس چيزي خالي از خودخواهيه..
خالي از خودخواهي من، برتر از آلايش تن، من تو را بالاتر از من، برتر از من دوست دارم

کما خيلي چيز جالبيه! وقتي يه نفر ميره تو کما زنده هست ها ولي مردهس!
يعني قلبش کار ميکنه و نفس ميکشه ولي يه جا افتاده! حالا نکته جالب اينه که معلوم
نيست تا کي يه نفر تو کما ميمونه حتي ميشه 20 سال تو کما باشه يه نفر! فکر کن
يه خونواده 20 سال مريضشون تو کما باشه و هي پول بيمارستان بدن آخرش هم...
حالا يه چيز ديگه علاوه بر اين کما يه کماي ديگه هست که مخفيه! و پزشک ها بهش
اعتنا نميکنن!و اون کماي دلشکستگيه! وقتي يکي دلش ميشکنه مرده س ها ولي زندهس!

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم اسفند 1385ساعت 23:9  توسط هاشم  | 

 

بعضي وقتا که ميشينم  بهش فکر ميکنم و تو فکرم مي بينمش آرزو ميکنم
کاش افکارمون مثل اين کارتون ها تو يه حباب مياومد بالاي سرمون و ميتونستيم اون چيزي
رو که بهش فکر ميکرديم از تو حباب بکشيم بيرون...به قول اندي چي ميشد اگه ميشد
يه روزي عاشقم بشي...به خدا من ميميرم اگه تو مال من نشي..

هيچ وقت از دور به دريا نگاه کردي؟ چه افق زيبايي داره..حتي ميتوني کروي بودن
زمين رو هم حس کني! و اما شن هاي ساحل وقتي روش دراز ميکشي احساس ميکني
زمين داره تو رو مي بلعه! و چه زيباست مرگ کنار دريا..براي مني که پر از حرف سکوتم..
 بي عشقش خاليم...رو به سقوطم ... (اي شنها منو دريابيد که دارم ميآم..)

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم اسفند 1385ساعت 23:46  توسط هاشم  | 

  Image hosting by TinyPic
 

دلتنگِ دل کندن از تموم دلتنگی هايی هستم که يه عمر بال پرواز منو بسته بودن ...

دلم می خواد يه عطر نو فضای غمزده دلم رو پر کنه ... تو شايد بویِ ياس باشی ، ولی ديگه اينو خوب فهميدم که ياس من نيستی ... ديگه نمی خوام عاشقت باشم ... عاشق ياسی که تو باغچه دلم نيست ... عاشق ياسی که عاشق يه باغ ديگه اس ...

می دونی .....هميشه دلم می خواست پرواز کنم .....ولی به بالهای آسمونيم رنگ خاک زده بودم تا پرواز کوتاه تو چشم نواز تر بشه ..... ولی ديگه خسته ام

دلم می خواد تا اونجا که نفس دارم بپرم و ديگه برام مهم نيست که پرواز بلندم پرش های کوتاه تو رو رو تحقير کنه ..

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم اسفند 1385ساعت 22:14  توسط هاشم  |