تبليغاتX
من خدا را دوست دارم چون عشق را.....
من خدا را دوست دارم چون عشق را در وجود من نهاد

آن زمان كه خدا تو را آفريد به فكر نا اميدی دل من بود 

 كه با ديدن تو توان زندگی پيدا كرد

 دوباره رنگ گرفت

 دوباره نفس كشيد

 دوباره خنديد و امروز

 به ياد آن لحظه دوباره گريه خواهد كرد...

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم اردیبهشت 1386ساعت 20:41  توسط ashegh  | 

زيبايي عشق به سكوته نه فرياد.

زيبايي عشق به تحمله نه خرد شدن و فرو ريختن.

عشق خيالي ست كه اگه به واقعيت برسه ديگه طعم شيرينشو از دست مي ده.

عشق يه كويره كه عاشق تشنه با روياي سراب معشوق قدم به جلو ميذاره.

عشق راه ناهمواريه كه وقتي ازش گذشتي و تمام سختيا رو پشت سر گذاشتي مي رسي به جايي كه اصلا تصور نمي كردي آخرش اين باشه مثل كسي كه از كوهي بالا مي ره به اميد اينكه ببينه پشت اون كوه چيه؟لذتش فقط اميد و روياي رسيدن به اون بالاست وقتي رسيدي مي بيني هيچي پشت كوه نبوده و نيست نااميد و خسته مي شيني به اين همه راهي كه اومدي فكر مي كني. البته اگه بين راه سقوط نكني.

عشق سخن گفتن با نگاهه

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم اردیبهشت 1386ساعت 20:41  توسط ashegh  | 

عاشق شدم کاش ندونه

دست دلم رو نخونه

اگه بدونه میدونم

دیگه با من نمی مونه

اونکه پیشش دل من گیره

اگه بدونه میذاره میره

اگه بدونه دیوونم کرده

میره و دیگه بر نمیگرده

عاشق شدم کاش ندونه

دست دلم رو نخونه

اگه بدونه میدونم

دیگه با من نمی مونه

عاشق شدم دلواپسم

گرفته راه نفسم

دلهره دارم که بهش میرسم یا نمیرسم

چشمای اون سر به سرم میذاره

دست از سر من بر نمیداره

داره بلا سرم میاره

اما خودش خبر نداره

دستام اگر که رو بشه

دلم بی آبرو بشه

راز مگو بگو بشه

عاشق شدم کاش ندونه

دست دلم رو نخونه

اگه بدونه میدونم دیگه با من نمی مونه

عاشق شدم دلواپسم

گرفته راه نفسم

دلهره دارم که بهش میرسم یا نمیرسم

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم اردیبهشت 1386ساعت 20:32  توسط ashegh  | 

سر به روی شانه های مهربانت میگذارم
عقده ی دل می گشاید، گریه ی بی اختیارم

از غم نامردمی ها بغض ها در سینه دارم
شانه هایت را برای گریه کردن دوست دارم دوست دارم

شانه هایت را برای گریه کردن دوست دارم دوست دارم
بی تو بودن را برای با تو بودن دوست دارم دوست دارم
خالی از خودخواهی من برتر از آلایش تن
من تو را بالاتر از تن برتر از من دوست دارم
شانه هایت را برای گریه کردن دوست دارم دوست دارم

عشق صدها چهره دارد عشق تو آیینه دارد
عشق را در چهره ی آیینه دیدن دوست دارم
در خموشی چشم من را قصه ها وگفت وگو هاست
من تو را درجذبه ی محراب دیدن دوست دارم
من تو را بالاتر از تن برتر از من دوست دارم
شانه هایت را برای گريه کردن دوست دارم دوست دارم
بی تو بودن را برای با تو بودن دوست دارم دوست دارم

در هوای دیدنت یک عمر در چله نشستم
چله را در مقدم عشقت شکستن دوست دارم
بغض سر گردان ابرم قله ی آرامشم تو
شانه هایت را برای گريه کردن دوست دارم
من تو را بالاتر از تن برتر از من دوست دارم
شانه هایت را برای گریه کردن دوست دارم دوست دارم
بی تو بودن را برای با تو بودن دوست دارم دوست دارم

شانه هایت را برای گریه کردن دوست دارم دوست دارم
دوست دارم دوست دارم
+ نوشته شده در  یکشنبه دوم اردیبهشت 1386ساعت 19:36  توسط هاشم  | 

چند روزه دل دیوونه
میگیره همش بهونه
آتیشم میزنه هر شب
جای خالیت توی خونه
دل من هواتو داره
دیگه طاقت نمیاره این
این دل همیشه گریون
مثل ابرای بهاره

کی تو رو دوستت داره قد یه دنیا
کی میخواد با تو باشه حتی تو رویا
دنبال جای پاهاته توی شنهای قشنگ و خیس دریا
نگو که رفتن تو سهم منه
دل من طاقت نداره میشکنه
نگو که باید جدا شیم
نگو قسمت من و تو رفتنه

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم اردیبهشت 1386ساعت 19:31  توسط هاشم  | 

هوای گریه دارم تو این شب بی پناه
دنبال تو میگردم دنبال یه تکیه گاه
دنبال اون دلی که تنهایی رو میشناسه
دستای عاشق من لبریز التماسه
هزار و یکشب من پر از صدای تو بود
گریه هر شب من فقط برای تو بود
هزار و یکشب من پر از صدای تو بود
گریه هر شب من فقط برای تو بود

سکوت شیشه ایم رو صدای تو میشکنه
تو آسمون عشقم شعر تو پر میزنه
با تو دل سیاهم به رنگ آسمونه
تو بغض من میشکنن شعرای عاشقونه
هزار و یکشب من پر از صدای تو بود
گریه هر شب من فقط برای تو بود
هزار و یکشب من پر از صدای تو بود
گریه هر شب من فقط برای تو بود

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم اردیبهشت 1386ساعت 19:30  توسط هاشم  | 

 

 چقدر دوست داشتم يك نفر از من مي پرسيد چرا نگاه هايت انقدر غمگين است

 لبخندهايت انقدر بي رنگ است ؟ اما افسوس ... هيچ كس نبود هميشه من بودم و من و

 تنهايي پر از خاطره . آري با تو هستم .. با تويي كه از كنارم گذشتي... و حتي يك بار هم

 نپرسيدي چرا چشم هايت هميشه باراني است .

+ نوشته شده در  شنبه یکم اردیبهشت 1386ساعت 0:44  توسط هاشم  |