Monday night I feel so low
Count the hours they go so slow
I know the sound of your voice
Can save my soul
City lights, streets of gold
Look out my window to the world below
Moves so fast and it feels so cold
And i`m all alone
Don`t let me die
I`m losing my mind
Baby just give me a sign
And now that you`re gone
I just wanna be with you
And I can`t go on
I wanna be with you
Wanna be with you
I can`t sleep and i`m up all night
Through these tears I try to smile
I know the touch of your hand
Can save my life
Don`t let me down
Come to me now
I got to be with you some how
And now that you`re gone
Who am I with-out you now
I can`t go on
I just wanna be with you
من از نهایت شب حرف می زنم
من از نهایت تاریکی
و از نهایت شب حرف میزنم
اگر به خانه من آمدی برای من ای مهربان چراغ بیاور
و یک دریچه که از آن
به ازدحام کوچه خوشبخت بنگرم
توی نگاهت عشقو ديدم ، تپش قلبو شنيدم
توی جاده های احساس من به عشق تو رسيدم
توی کتابا عشقو خوندم عکس خورشيدو سوزوندم
جای خورشيد توی کتابا نقش چشماتو نشوندم
توروخدا برگرد من خيلی دلم واست تنگ شده ... من خيلی دوستت دارم ...
به حرفات ، به دلداريات ، به مهربونيا و محبتات
نمی دونم ديگه چه جوری بگم که خيلی بهت احتياج دارم ... ...
از روزی که تو رفتی پريده رنگ شادی
اما خورشيد می تابه مثل يه روز آبی
چطور هنوز پرنده داره هوای پرواز
چطور هنوز قناری سر ميده بانگ آواز
مگه خبر ندارن تو نيستی در کنارم
چرا بهت نگفتن بی تو چه حالی دارم
لعنت به اين تنهايی دلم برات تنگ شده
زخمی تر از هميشه از درد دل سپردن
سرخورده بودم از عشق در انتظار مردن
با قامتی شکسته از کوله با ر غربت
در جستجوی مرهم راهی شدم زيارت
رفتم برای گريه رفتم برای فرياد
مرهم مراد من بود کعبه تو را به من داد