هر چی میاد سرمن بازی سرنوشته
نفرین به روزگارم نفرین به این گذشته
چه سرنوشت شومی رو پیشونیم نوشته
چه سرنوشت شومی رو پیشونیم نوشته
آخه چی میخوای ازمن منو رها کن ای غم
تو روخدا وِلم کن ببین تو اشک و آهم
چه سرنوشت شومی رو پیشونیم نوشته
چه سرنوشت شومی رو پیشونیم نوشته
ازدست ا ین زمونه دارم می شم دیوونه
د لم برای یارم همش میگیره بو نه
چند وقته رفته یارم چیکار کنم با ا ین غم
تو سینه ا ین دل من همش گرفته ما تم
چیکار کنم خدایا
شدم اسیر غمها
با ید برم از ا ینجا
دل بزنم به در یا
چه سرنوشت شومی رو پیشونیم نوشته
چه سرنوشت شومی رو پیشونیم نوشته
+
نوشته شده در دوشنبه چهاردهم خرداد 1386ساعت 23:33  توسط ashegh
|
خونه ی من بدون تو خاموشه
بعد از تو دل با کی می خواد بجوشه
اگه تو برنگردی من می میرم
امید بده دوباره جون بگیرم
باز التماس می کنم
تو رو صدات می کنم
قسم به آیه ی عشق
جونمو فدات می کنم
باز التماس می کنم
باز التماس می کنم
غرور مردونه ام و شکستم
اون که تورو می خواست فقط من هستم
باید منو ببخشی
باید منو ببخشی
بزرگی تو مثل فرشته هایی
برای عشق پاک من خدایی
باید منو ببخشی
باید منو ببخشی
باز التماس می کنم
تو رو صدات می کنم
قسم به آیه ی عشق
جونمو فدات می کنم
باز التماس می کنم
باز التماس می کنم
+
نوشته شده در دوشنبه چهاردهم خرداد 1386ساعت 23:29  توسط ashegh
|
زندگی شرح کتاب روزگار ادماست
از یه مادر مهربونتر
مثل درویش بی ریاست
یه روز از بچه دلبند خودت عزیز تره
یه روز مثل گربه ای بی چشم و رو بی حیاست
بعضی وقتا چرخ دنیا می گرده می گرده
غافلی تو زندگی جوونیا اسیر درده درده درده
او طرفدار غمه
خنده ها خیلی کمه
شنیدم تو قصه ها غصه روح ادمه
شنیدم تو قصه ها غصه روح ادمه
نه رفیقه دستاشو بیاد تو دستات بذاره
صد دفعه خنده هاتو میشکنه و بجاش گل غم می کاره
نه رفیقه دستاشو بیاد تو دستات بذاره
صد دفعه خنده هاتو میشکنه و بجاش گل غم می کاره
او طرفدار غمه
خنده ها خیلی کمه
شنیدم تو قصه ها غصه روح ادمه
شنیدم تو قصه ها غصه روح ادمه
چقدر آسوده اند پرنده ها
اما افسوس می ترسن از آدما
زندگی خوب وبدش واسه اونا دیدنیه
نمی دو نن یه روزی که بالشون چیدنیه
او طرفدار غمه
خنده ها خیلی کمه
شنیدم تو قصه ها غصه روح ادمه
شنیدم تو قصه ها غصه روح ادمه
زندگی شرح کتاب روزگار ادماست
از یه مادر مهربونتر
مثل درویش بی ریاست
یه روز از بچه دلبند خودت عزیز تره
یه روز مثل گربه ای بی چشم و رو بی حیاست
بعضی وقتا چرخ دنیا می گرده می گرده
غافلی تو زندگی جوونیا اسیر درده درده درده
او طرفدار غمه
خنده ها خیلی کمه
شنیدم تو قصه ها غصه روح ادمه
شنیدم تو قصه ها غصه روح ادمه
+
نوشته شده در دوشنبه چهاردهم خرداد 1386ساعت 23:27  توسط ashegh
|