بغزه گریه توی چشمام
حرفای درد روی لبهام
چه جوری باید بگم من
بی تو دنیا رو نمی خوام
بی تو دنیا رو نمی خوام
زده آتیش به وجودم
غم دور از تو نشستن
من که پیش مرگ تو بودم
تو گرفتی منو از من
جز محبت من چه کردم
که شدی دشمن جونم
تارو پودمو سوزونده
آتشی که کردی روشن
بغره گریه توی چشمام
حرفای درد روی لبهام
چه جوری باید بگم من
بی تو دنیا رو نمی خوام
بی تو دنیا رو نمی خوام
رفتی من غریبو تنها
بی تو مجنونم و روسوا
تو بیا ای نازنینم
به تو خو کرده نفس هام
فاصله بین منو تو
شده اندازه ی دنیا
بیا تا دلم نمرده
تو امید بده به فردا
بغره گریه توی چشمام
حرفای درد روی لبهام
چه جوری باید بگم من
بی تو دنیا رو نمی خوام
بی تو دنیا رو نمی خوام
+
نوشته شده در چهارشنبه نهم آبان 1386ساعت 22:29  توسط ashegh
|
گفتي كه از ياد تو ميرم نه عزيزم مگه ميشه
به چشمام قلبم اما پيش توست تا هميشه
فاصله بين من و تو تا كجا دنباله داره
قسمت اين بود كه جدا بمونيم از هم تا هميشه
روز موعود مطمئن باش كه زيادم دور نيست
من كنار تو و تو مال مني تا هميشه
نمي دونم كه كجا و با كه هستي نمي خوامم كه بدونم
با تو من خونه اي ساختم توي قلبم تا هميشه
مگه تو نخواستي قول من و تو بمونه پابرجا
من كه موندم ولي از تو خبري پيدا نميشه
يه روزي يه وقت يه جايي چشم من مي افته تو چشماي تو
اما اين همون خياله كه با من هست تا هميشه
نمي خوام كه نااميدي بشينه تو قلب خسته ام
چي ديدي خدا رو شايد بشي مال من هميشه
روز موعود مطمئن باش كه زيادم دور نيست
من كنار تو و تو مال مني تا هميشه
+
نوشته شده در چهارشنبه نهم آبان 1386ساعت 22:20  توسط ashegh
|
سادگی آسونه اما ، ساده موندن خیلی سخته
هوسو بیرون دروازه نشوندن خیلی سخته
انتهای این مسیرو ، با خودم نگفته بودم
گرچه این راهی که رفتم ، اون روزا نرفته بودم
زندگی لحظه به لحظه ، چهره تازه می گیره
دنیارو هرکی با قلبش داره اندازه می گیره
یکی تو شب جزیره خواب دریا رو ندیده
یکی با لبهای خشکش طعم دریا رو چشیده
شاید احساس که دارم دیگه کمتر صادقانه است
نه دروغ اما خیاله گرچه شعر عاشقانه است
زندگی لحظه به لحظه چهره تازه می گیره
دنیارو هر کی با قلبش داره اندازه می گیره
یکی تو شب جزیره خواب دریا رو ندیده
یکی با لبهای خشکش طعم دریا رو چشیده
وقت برگشتن از این راه ، وقت یک کوچ دوباره است
وقت رو کردن مهتاب زیر فانوس ستاره است
+
نوشته شده در چهارشنبه نهم آبان 1386ساعت 22:18  توسط ashegh
|
ميخوام از قصه تنهايي بگم
ميخوام از غرور و خودخواهي بگم
تو قفس نشسته بوديم دوتامون
قفسي قد تمام آسمون
آسمون ابر نداشت خورشيد نداشت
اما عطر نفساي تو رو داشت
دلامون لبريز از شادي ميشد
لحظه ها قشنگ و رويايي ميشد
که يه روز پر زد و رفت دل غمگين منو
با يه مشت خاطره هاش زير پاش گذاشت و رفت
بي تو دارم ميميرم آروم آروم
آروم آروم کنارم بمون
آخه غمگين دلم زرد و کبود
رنگ پاييز بهارم بمون
اون قدر قدر تو رو ندونستم که يه روز
لحظه تلخي رسيد تو رو از دستم ربود
رو زمين رد پاهات تو افق نور چشات
تا ابد دنبالتم مثل يه ابر کبود
نفسم در نمياد تک و تنهام
کنج غمها به دادم برس
کاشکي از يادم ميرفت برق نگات
ياد دستات گرميه صدات
+
نوشته شده در چهارشنبه نهم آبان 1386ساعت 22:16  توسط ashegh
|
نگو ديره نگو ديره نگو ديره
كه دلم بي تو مي ميره
بگو كه هميشه عاشقم مي موني اي عشق من
زير بارون زير بارون
زير بارون به ياد تو گريه كردم
چرا رفتي چرا رفتي اي عشق من
لو لای لو لای ....لالالا لای لای
لو لای لو لای ....لالالا لای لای
بمون نرو تنهام نذار دلم
مي ميره مي ميره
مي ميره
صدا صداي خنده هات يادم
نمي ره نمي ره
خدا خدا تنها پناه دل خستگيهام
نرو تنهام نزار گريم مي گيره
+
نوشته شده در چهارشنبه نهم آبان 1386ساعت 22:11  توسط ashegh
|
شوق سفر نداشتي وقت گذر نذاشتي
من با تو زنده بودم اما خبر نداشتي
اما خبر نداشتي
رفتي و توي قلبم يار تو جا گذاشتي
روي تموم حرفات يك دفعه پا گذاشتي
يك دفعه پا گذاشتي
بي تو كدوم ستاره پا به شبم بذاره
ابر كدوم آسمون رو تشنگيم بباره
بي تو چه مونده با من جز يه صداي خسته
جز يه نگاه خاموش جز يه دل شكسته
جز يه دل شكسته
بال و پرم بودي خبر نداشتي
تاج سرم بودي خبر نداشتي
سايه به سايه هر طرف كه بودم
همسفرم بودي خبر نداشتي
بال و پرم بودي خبر نداشتي
تاج سرم بودي خبر نداشتي
سايه به سايه هر طرف كه بودم
همسفرم بودي خبر نداشتي
پر زدي و نديدي بال سفر نداشتم
گفتي رها شو اما من ديگه پر نداشتم
كوه غم و رو شونم ديدي و بر نداشتي
من با تو زنده بودم اما خبر نداشتي
اما خبر نداشتي
+
نوشته شده در چهارشنبه نهم آبان 1386ساعت 22:6  توسط ashegh
|
یه روز از روزای سرد پاییز
قلبمو شکستی رفتی
حتی وای نستادی پای
اون قول و قرارایی که بستی
لعنت به من
لعنت به تو
لعنت به همه خاطرات خوب منو تو
نفرین به این دل ساده
که عمریه مونده تو حسرت بودن با تو
گریه هامو ندیدی تو
رفتی بی دلیل یه شب
خط کشیدی دورمو
اما من ببین هنوز
موندم پای حرفامو
میمیرم واسه تو
ببین خاطراتت می رفت از یاد من
نه میگم عاشقم بودی نه میگم عاشقم باش
نمی تونم بخونم از جیبت
آره گفتی مال هم نیستیم
پس دیگه میری
گردش برو مهم نیست با کی
تو خودت خواستی واسم مهم باشی
یادته شبی که گرفتم باهات تماس من
گفتی برو ساعت گذشته از 12
واسم عجیب بود اون شب برخورد تو
مگه چی گفتم که اینقدر برخورد به تو
هنوزم هیچکی تو رو نمیخواد اندازه من
میدونم دوسم نداری اندازه
بگو بود گناه من چیه
نمیخوام برگردی...
از تو کینه ای نیست
نه من کینه ای نیستم
+
نوشته شده در چهارشنبه نهم آبان 1386ساعت 21:59  توسط ashegh
|