توی نگاهت عشقو ديدم ، تپش قلبو شنيدم توی جاده های احساس من به عشق تو رسيدم توی کتابا عشقو خوندم عکس خورشيدو سوزوندم جای خورشيد توی کتابا نقش چشماتو نشوندم توروخدا برگرد من خيلی دلم واست تنگ شده ... من خيلی دوستت دارم ... به حرفات ، به دلداريات ، به مهربونيا و محبتات
نمی دونم ديگه چه جوری بگم که خيلی بهت احتياج دارم ... ... از روزی که تو رفتی پريده رنگ شادی اما خورشيد می تابه مثل يه روز آبی چطور هنوز پرنده داره هوای پرواز چطور هنوز قناری سر ميده بانگ آواز مگه خبر ندارن تو نيستی در کنارم چرا بهت نگفتن بی تو چه حالی دارم لعنت به اين تنهايی دلم برات تنگ شده
|