|
سلام
|
سلام سلام آی آدمای دور و بر آی آدمای خسته ی هر روز من دیدین که من ساده تر از پریدن مرغ از قفس پریدم و رفتم ز شهر راحت شدین خستگی و ناراحتی در اومدش از جونتون یادتونه با همدیگه داد می زدید آی دیوونه برو بمیر بی بهونه واله و هیرون میشدم از شما گریون می شدم جمع می شدید دور و برم داد می زدین آی دیوونه بخون برقص یادت می ره میزدم و می خوندم و داد میزدم به سنگ دنیا می زدم از صدای داد زدنم قهقهه ها بالا می رفت شاد می شدن دور و برم چشمای من پر می شدش گریرون و لرزون می شدش آخه همین داد زدنها آخر بی درمونی بود صدای غمگینی از این دیوونه که می دونی بود دلم می سوخت واسه خودم آخه کیم آخه چیم کجا می رم غمگین و حیرون می شدم راهی توی هر خیابون پشت سرم داد می زدید آی دیوونه بازم بخون سنگ می زدم به این و اون داد می زدم آی آدما غصه من دلواپسی واسه ی خودم واسه ی زمین واسه ی شماست واسه ی شما که گم شدین تو این جهان بی وفا تو دود و ماشین و بلا باور کنین شهر بقا دوره از این هیاهوها رسیدن ما آدما به خونه ی واقعی مون تنها به یک شرطه و بس صداقت و محبت و وفا و بس
|
نوشته شده توسط ashegh | لينک ثابت
|شنبه ششم بهمن 1386|
|