من از تو دل بریدم از خودم و تو برای ابد دست کشیدم
رفتم به سوی سرنوشت همونی که برامون جدایی رو نوشت
خاطراتم رو دست روزگار سپردم دلتنگی هام رو در دفتر شب نوشتم
حسرت امروزم در چشم مهتاب پیداست گریه های بی جوابم در تمامی شبها حاضر و گویاست
صدای مهربونت زیادم رفت خبر مرگ آرزوهام به آسمون رفت
آیینه ذهنم دیگه رنگ محبت به خودش ندید هر چی شادی بود از این دل پر کشد...
|