|
دروغ
|
|
کاش لحظه ی شکفتن
عشق تو منو نمی برد
کاش حس عاشقونت
برای من گل نميکرد
دروغ بود اينکه ميگفتی
من و يه پائيز زرد
منو باش که قصه هامو
برات مو به مو ميگفتم
می خواستم غرق تو باشم
تاکه از نفس بيو فتم
روی سنگ فرش نگاهم
قدماتو می شمردم
تو رو فرياد ميکشيدم
نمی ديدمت می مردم
حيف که تو لايق عشقم
لايق خوبی نبودی
رنگ عشق آبيه درياس
اما تو رنگ کبودی
می تونستی واسه دردام
مرحمه يه بوسه باشی
يا مثل غربت بارون
با نگاهم آشناشی
با هزار هزار آرزو
دلمو دادم به دستت
حالا پس ميگيرم اونو
از تو دست غم پرستت
|
|
نوشته شده توسط هاشم | لينک ثابت
|شنبه بیست و هشتم بهمن 1385|
|