|
عاشقانه ها
|
|
دوستت دارم

تو در آن سوی مر مرها ی احساس و من در جستجوی یک بهانه که شاید روزی از فصل شکفتن به تو گویم کلامی عاشقانه

کنار سایبان دیدگانت همیشه آرزوها ارغوانیست بدان تا صبح پر نور شکفتن بیاد دیده تو آسمانی ست

طلوع پاک دیدار تو یعنی برای لحظه ای چون یاس بودن زمستان غریبی را شکستن و چون ایینه با احساس بودن

در آن آغاز بی پایان رویش که از باغ افق گل چیده بودی از آن لحظه که احساس دلم را به امواج نگاهت دیده بودی

چه زیبا شبنمی از آرزو را بروی لادن روحم نشاند ی دلت مرز عبور از آسمان بود و من را به دل این مرز خواند ی

و اینک من کنار دیدگانت وفا را مثل گل ها می شناسم اگر چشمان قلبم را ببندند
ترا تنهای تنها می شناسم
|
|
نوشته شده توسط هاشم | لينک ثابت
|شنبه بیست و هشتم بهمن 1385|
|