چشمان بارانی ام
چقدر دوست داشتم حرفهایم را بفهمی !
چقدر دوست داشتم نگاه هایم را درک کنی !
چقدر میخواستم یک بار از من بپرسی چرا نگاهت اینقدر غمگین است ؟
چرا لبخندت این قدر بی رنگ است ؟
اما افسوس ....
هیچ کس نبود و من همیشه بودم و تنها دفتر
پر از خاطره ، آری با شما هستم ، شمایی که بی تفاوت از کنارم
گذشتید و حتی یک بار هم نپرسیدی ،
چرا چشمان تو همیشه بارانی است
|