همه نقاشی شديم با دستهای تو مهربون
دو تا رو با هم کشيدی،يکی رو بی هم زبون
به يکی نونوايی دادی ،به يکی يه لقمه نون
به يکی صد تا نشونه، يکی بی نام و نشون
به يکی قصر طلا ، به يکی گوشه خواب
يکی دو تا چتر داره، يکی مونده زير بارون
بالای نقاشيتو، دادی به هر کی پول داره
ولی با اين همه پول،هيچکی محبت نداره
پايين نقاشيت هم با اينکه پولی ندارن
اما چهره اونهاعشق و به يادم مياره
ای خدا کاری بکن از آدم های نقاشيت
يکی هم پيدا بشه بذرمحبت بکاره
سلام بچه ها خوبین راستی من و دوستم یه وبلاگ جدید ساختیم آدرسش هم
|