|
غصه ها
|
در اسمون دل من پرنده پر نميزنه
به کلبه ی غم زده ام محبت سر نميزنه
که مهربون,که همزبون حلقه به در نميزنه
هر چي غم مال من بدتر زغمها حال من
هر جا می رم غصه ها چون سایه دنبال من
خاطرات تلخ رفته جز همسفرن
کاشکی من بشه گذشتها رو بشه از یاد ببرم
غم همیشه با من مثل ابزار من
این تلسمه نمی شکنه
به هر کسی رسیدم دلمو سوزندش
هر روز با یک بهونه چشمم رو گریونده
دلم می خواد که برم جای بی نشونی
برای من امید موندنی نمونده
|
نوشته شده توسط هاشم | لينک ثابت
|دوشنبه سی ام بهمن 1385|
|